تبليغاتX
مجله داستان نویسی
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387
یک عذر خواهی از جناب تندرو صالح
با کمال تاسف متوجه شده ام که مطلبی را که تحت عنوان ادبیات مهاجرت در وبلاگ انتشار داده ام موجب تکدر خاطر جناب آقای تندرو صالح که اینجانب ارادت خاصی به ایشان دارم شده است. چرا که این عنوان متعلق به شخص ایشان نبوده و جا دارد مراتب پوزش و عذرخواهی خود را به صورت عمومی و در این وبلاگ خدمت ایشان ابراز کنم. باشد که پس از این با اشتباهات بچه گانه ام مورد ناراحتی عزیزی را فراهم نشوم.

بنابراین این پست را از وبلاگ حذف کرده و لازم به ذکر می دانم که بگویم داستانی که از ایشان بر روی وبلاگ قرار داده ام در نسخه جدید اصلاحاتی به دنبال داشته که جا دارد از خوانندگان عزیز مجله داستان نویسی دعوت کنم که مطلب اصلی را مورد نقد و نظر قرار دهند. بنابراین این پست نیز تا وصول نسخه اصلی و اصلاح آن از صفحات وبلاگ حذف خواهد شد.

باشد که ایشان از بنده راضی باشند و مرا ببخشند.

کامنت آقای تندرو صالح:

دوست نادیده ام . آقای پویان فراهانی
با تشکر از محبت های شما
به اطلاع شما و خوانندگان محترم وبلاگ شما می رسانم که این مطلب که با نام من در وبلاگتان گذاشته اید از من نیست . مصاحبه ها و گفتگوهای من در این حوزه عموما کتبی است که بخشی از آن ها در سایت شرق باید موجود باشد . لذا به اعتبار اخلاق حرفه ای - رسانه ای ضمن برداشتن نام من از روی این مطلب تلاش بفرمایید تا مطالب دیگران رابه نام دیگری انتشار ندهید .
با تشکر

آقای پویان فرهانی
همانطور که در ایمیل برای شما توضیح دادم این داستان تغییرات بسیاری کرده است . پس اجازه بدهید که خوانندگان محترم شما مطلب اصلی را بخوانند . البته بسته به این است که شما حقی و حقوقی برای من نویسنده قائل باشید . در غیر اینصورت حرفی نیست و شما مختار به انجام هر کاری که دلتان بخواهد هستید . در باره مطلب ادبیات مهاجرت نیز برای شما در همان ایمیل توضیح دادم . در ذیل مطلب نیز کامنت گذاشتم که شما کامنت را نگذاشته اید اما مطلب همچنان وجود دارد : مطلب شخصی دیگر با نامی دیگر ! من به رسم ادب از شما به خاطر درج مطلبم در وبلاگتان تشکر کردم . دو ایمیل محبت آمیز شما و ارسال مطلبتان مرا به پاسخگویی مقید ساخت .
امیدوارم با دیدن این کامنت مطلب ادبیات مهاجرت را که به نام من نیست و از من نیست را از وبلاگتان بر دارید . امیدوارم لازم به توضیحاتی بیش از این نباشد .
در خدمت به ادبیات و اندیشه و همه چیزهایی که شعور آدمیان را بی هیچ منت و بهانه ای افزایش می دهند موفق باشید.

 

موفق و سربلند باشید

نوشته شده توسط پویان فراهانی در | | لینک
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387
درباره ادبیات زنان ایران

شهرزاد و دیگران

شاهرخ تندرو صالح

لینک اصلی مطلب در رادیو زمانه : http://radiozamaaneh.com/literature/2008/05/post_489.html

یکی از خوش‌شانسی‌های قرن بیستم برای ادبیات ایران، ظهور و شکوفایی نهال ادبیات زنان است. ادبیاتی که توانسته با عرضه‌ی آثاری قابل قبول، اعتبار لذت مطالعه را به خوانندگان خود هدیه دهد و اندکی تلخی سرخوردگی ایشان از ویترین آثار ادبی ایرانی را بزداید.
می‌توان ویژگی‌های این ادبیات را با مقایسه‌ای گذرا و مروری در سطح برشمرد و به فاصله‌ی حیرت‌آور آن با آثاری که توامان توسط خواص تولید و مصرف می‌شوند نیز پی برد.
جهان ادبیات چهار راه شگفتی‌هاست. زن و مرد نمی‌شناسد، کسی را بر دیگری ارجح نمی‌شمارد، چیزی را که نمی‌پسندد یا متوجه نمی‌شود کتمان و بایکوت نمی‌کند، وامدار شرافت و شهامت است، خانه‌ی مُرشد و امپراتورهای زندانی در اتاق‌های سه در چهارشان نیست، جایی برای حاتم بخشی خلعت‌های رنگارنگ ندارد.

-------------------

ادبیات زندان و زندانی نیست. ادبیات آزادی است. پشتوانه‌ی چنین ادبیاتی زندگی و مجموعه ماجراهای آن است. زنان راویان بخشی از این جهان‌اند و ادبیات زنان ایران، در نگاهی کلی، تلاشی در جهت ارائه‌ی تصاویری واقع نمایانه از زندگی، جامعه، تاریخ، عشق و مرگ است.
رفتارهای جدید جمعیتی در ایران حاکی از این است که زنان ایرانی، علی‌رغم درگیر بودن‌شان با ابهامات و تنگناهای حقوق فردی و اجتماعی، توانسته‌اند منشا تاثیراتی شگرف بر دانش عمومی و آکادمیک کشور باشند. (برای مطالعه‌ی بیشتر)
بی‌شک این جهش اندیشه‌ای، زمینه‌ساز ارتقا حضور ایشان در عرصه‌های فرهنگی، اندیشه‌ای و اجتماعی را به دنبال داشته و خواهد داشت.
آنچه که امروز از آن به عنوان کارنامه‌ی ادبیات زنان ایران نام برده می‌شود حاصل حداقل نیم قرن تلاش در حوزه‌ی فرهنگ و اندیشه است که نتیجه‌ی آن را می‌توان در متون شعر و نثر دید. تفکیک ساختاری این متون نشان می‌دهد که داستان، نقد ادبی – اجتماعی، فیلمنامه (ادبیات سینمایی)، نمایشنامه (ادبیات نمایشی) و شعر به ترتیب بیشترین فراوانی این آثار را به خود اختصاص می‌دهند.

---------------

از تاثیر گذارترین چهره‌های شاخص این ادبیات در حوزه‌های ادبیات داستانی، نقد ادبی، ادبیات سینمایی (فیلمنامه)، ادبیات نمایشی و شعر می‌توان به سیمین دانشور، حورا یاوری، رخشان بنی‌اعتماد، نغمه ثمینی و فروغ اشاره داشت.
با این حال انگاره‌هایی پیرامون این ادبیات نیز مطرح است. برخی آن را نتیجه‌ی وقوع تکانه‌های اقتصادی و تبلور یافتن طبقه‌ی متوسط جامعه می‌دانند، گاه در عصبیتی مهار گسیخته جزو قاذورات ادبی شمرده شده و در مقابل نهنگ‌های اقیانوس، ماهیانی خُرد شمرده شده و گاهی نیز با عوام‌پسند خواندن آن، سعی بر منفک ساختنش از جریان زنده‌ی ادبیات امروز ایران دارند.
طیفی از علاقه‌مندان به بررسی آماری ادبیات نیز با ثقل بخشیدن به مقایسه‌ی جنسیتی - عددی جامعه‌ی نویسندگان، سعی در پرداختن به مفاهیم آن دارند. (برای مطالعه‌ی بیشتر)
به راستی از چه زاویه‌ای می‌توان به معرفی و قضاوت آثار ادبی زنان نویسنده‌ی ایران پرداخت؟ وقوع انقلاب سال 57 و جنگ تحمیلی سال 59 به‌عنوان دو واقعه‌ی بزرگ تاریخی، ضمن زیر و رو کردن جهان خموده‌ی افیون و خمیازه و عرفان‌زده‌ی ایرانی، زنان را نیز از مطبخ‌نشینی و پرسه زدن در گورستان‌ها به عرصه‌ی فرصت‌هایی کشاند که در آن مجال توانسته‌اند گامی موثر در راه «خودباوری» و دگر شدن بردارند.
جامعه ایران که تا قبل از آن، به صورت‌های مختلف از پذیرفتن و مشروع شمردن حقوق فردی و اجتماعی زنان، یا ناتوان بود و یا از آن سر باز می‌زد، به مرور خود را نیازمند بینش و دانش آنان دید.
به اقتضای همان فرصت‌ها بود که جامعه‌ی ایران توانست بر شایستگی زنان، هرچند مشروط و محدود، نظر اندازد و قابلیت تجربه‌های زیسته‌شان را به رسمیت بشناسد. قابلیتی که زیر ساخت اصلی هر نوع آفرینشی از جمله آفرینش ادبی است.

-----------

رخنمون تحولات فرهنگی – اجتماعی ایران (دهه‌ی 40 شمسی تا کنون) می‌تواند شاخص قابل اعتنایی در تامل بر این فرضیه باشد. بی‌شک اکنون می‌توان ادبیات زنان ایران را آیینه‌ی بازتاب دهنده‌ی بخش عمده‌ای از مطالبات حقوقی آنان دانست.
پوشیده نیست که در بازار ادبیات ایران نیز کشش مخاطبان نسبت به نویسندگان زن (تالیف و ترجمه) بیش از دیگر آثار است. اصلی‌ترین انگیزه این رویکرد، بدون شک، شکست خوردن نویسندگان ایران در شناخت واقعیت‌های جامعه و ارتباط یافتن‌شان با مردم است. پس از دو دهه تجربه‌ی پیچیده‌نویسی نویسندگان ایران، بالاخره ساده‌نویسی از سلسله ضعف‌های اساسی نوشتار در ایران خارج شد و به جرگه‌ی ویژگی‌های یک متن خوب پیوست.
ساختار، مضامین و درون‌مایه‌های آثار ادبی زنان نویسنده‌ی ایران معطوف به بیان خاطرات، وقایع‌نگاری، عبور از باورهای نخ‌نما شده‌ی جامعه و تحلیل واقعیت‌های عمومی زندگی است.
عشق، ازدواج، مشکلات زندگی روزمره، شرح درگیری‌های روزمره آدم‌ها با یکدیگر، بیان امیدها و سرخوردگی‌های آرمانی، کنکاش در تابوها و خرافه‌های فرهنگ عمومی ایران و تحلیل عام‌نگر مسایل سیاسی – اجتماعی و فرهنگی، خاصه در میان جوانان از عمده‌ترین موضوعاتی هستند که زنان نویسنده‌ی ایران در آثار خود به آنها می‌پردازند.
در یک تقسیم‌بندی نامعتبر در بازار نشر ایران، بخشی از آثار، مهر عامه‌پسند را بر پیشانی خود دارند. شاید بتوان در همین‌‌جا به نقطه‌ی افتراقی ارزشمند در ادبیات امروز ایران اشاره کرد؛ مرز ادبیات پرفروش و ادبیات کم‌فروش. از پشت این عینک، عموم آثاری که پرفروش‌اند عامه‌پسندند و آنها که مخاطب را از مطالعه و متن می‌رانند ادبیات ناب. ادبیات امروز ایران خاصه در حوزه‌های شعر و داستان بر این نقطه ایستاده است.
در حوزه‌ی ادبیات داستانی تجربه‌های زیسته‌ی زنان همراه با رویکردهای آنان به تحلیل واقعیت‌های زندگی مدرن، توانست عقب‌گرد پیشکسوتان داستان ایران را در جذب مخاطب جبران کند. رشد فزاینده‌ی داستان‌نویسان زن طی دهه‌های 70 و 80 گواه این فرض است. (برای مطالعه‌ی بیشتر)
تحول چشمگیر نقد ادبی به عنوان مهجورترین محرک نواندیشی‌های ادبی مرهون تلاش‌های منتقدانی است که با تکیه بر دانش انتقادی جهان، نقدهای جانانه‌ای را به ادبیات انتقادی ایران هدیه دادند. حورا یاوری و آذر نفیسی چهره‌های درخشان این عرصه هستند که توانسته‌اند با معیارهای علمی – روانشناختی خود، متن ادبی را به قلمرو ی خوانشی دیگر هدایت کنند.
سینمای امروز ایران که با پشت سر گذاشتن دوره‌ی طلایی خود اسیر مضامین و قصه‌های بی‌رمق و کم جان شده و در چرخه‌ی روایت‌هایی تجریدی از انسان چند شخصیتی ایرانی افتاده، با تاملات سینماگر مولف به نقطه‌ای قابل اعتنا رسیده است.
ایران بعد از جنگ، فقر و فلاکت، اعتیاد، خیانت و عموم معضلاتی که دختران و پسران جوان ما در چنبره‌ی آن اسیرند از موضوعاتی است که رخشان بنی‌اعتماد بر نقطه‌ی طلایی فرزانگی روایت داستانی و مستند – داستانی آنها ایستاده است

--------------

تاملات نغمه ثمینی بر افسانه‌ها و اسطوره‌ها، پیدا و پنهان زندگی در عهد قاجار و مسایل انسان معاصر، نمایشنامه‌های او را در زمره‌ی مقبول‌ترین آثار نمایشی ایران امروز قرار می‌دهد.
بازگشت طیفی از زنان شاعر به شعرهای پروین اعتصامی و فروغ فرخزاد و توجه به نوجویی‌های سیمین بهبهانی در فرم غزل و پردازش‌های زبانی نشان می‌دهد که فرض عنوان شده درباره‌ی شعر زنان می‌تواند با تاملی تحلیلی – آماری به مصداق برسد.
اکنون به وضوح می‌توان ویترین‌های نشر ایران را در قبضه‌ی ادبیات زنان ایران دید. برخی آمارها حکایت از فعالیت بیش از 400 نویسنده زن ایرانی (داخل و خارج از ایران) در حوزه‌ی ادبیات دارند. (برای مطالعه‌ی بیشتر)
مشخصه‌های عمومی این ادبیات را می‌توان در عناوین زیر بر شمرد:
- عموما سرگرم‌کننده، پرفروش و مخاطب پذیرند.

- موضوعات آنها مسایل عمومی جاری و قابل تامل جامعه‌ی ماست.

- فاقد پیچیدگی و تنافرهای لفظی و معنایی هستند.

- بر خلاف تصور مرسوم، آنچنان که گفته می‌شود زنانه‌نویس نیست.

- فاصله‌ای زیاد با تلقی‌های روشنفکری از ادبیات داشته و به همین‌ دلیل، مرجعی ارزشمند برای تحلیل روشنفکری از وضع موجود جامعه است.

- دارای ساختار و فرمی قابل قبول هستند.
این چشم‌انداز، نویدبخش آینده‌ای پر مخاطب برای ادبیات ما است. زنان نویسنده‌ی ایرانی توانسته‌اند با غلبه بر تصورات نخ‌نما شده‌ی جامعه از زن و زندگی، توفیق ایجاد ارتباط مردم کوچه و بازار با ادبیات را از آن خود سازند.
از سوی دیگر، این ادبیات در حوزه‌های متنوع خود توانسته گامی بزرگ در تربیت مخاطبان خود برداشته و ایستگاه نخست ارتقای مطالعه‌ در جامعه را به خود اختصاص دهد. اگر یکی از تعهدات ادبیات در برابر خود و مخاطبانش، گشودن راهی از میان سرخوردگی‌ها، تحقیر شدگی‌ها به سوی امید و آینده، هرچند واهی باشد، می‌توان ادبیات زنان ایران را از جمله دست‌اندرکاران آن دانست.
اکنون جامعه‌ی زنان نویسنده ایران از زوایای مختلف مسایل فردی و معضلات اجتماعی را مرور می‌کنند. آیا قابلیت‌های آسیب‌شناختی این ادبیات می‌تواند نقشی، هرچند کوچک در عبور از گذر پیچاپیچ بحران هویت انسان امروز ایران داشته باشد؟

نوشته شده توسط پویان فراهانی در | | لینک